فطرس
فطرس
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

 

 

لشکر مي خواهند سر مقدسش را از بدن جدا کنند، ولي شجاعت و هيبت سابق اجازه نمي دهد. بعضي ها مي گويند: نکند حسين حيله جنگي بکار برده است که اگر کسي نزديک شد حمله کند و در مقابل حمل او کسي تاب مقاومت ندارد، نقشه پليد و نامردانه اي مي کشند، مي گويند: اگر به سوي خيمه هايش حمله کنيم او طاقت نمي آورد. امام حسين افتاده است. من نمي توانم آن حالت ابا عبدالله را مجسم بکنم. لشکر به طرف خيام حرمش ‍ حمله مي کنند. يک نفر فرياد مي کشد؛ حسين! تو زنده اي؟! به طرف خيام حرمت حمله کردند! امام به زحمت روي زانوهاي خود بلند مي شود، به نيزه اش تکيه مي کند و فرياد مي کشد:
ويلکم يا شيعه آلي ابي سفيان! ان لم يکن لکم دين و کنتم لا تخافون المعاد، فکونوا احرارا في دنياکم؛ (1)
اي مردمي که خود را به آل ابو سفيان فروخته ايد! اي پيروان آل ابوسفيان! اگر خدا را نمي شناسيد، اگر به قيامت ايمان و اعتقاد نداريد، حريت و شرف انسانيت شما کجا رفت؟!
ما تقول يابن فاطمه؟! پسر فاطمه؟ چه مي گويي؟
فرمود: انا اقاتلکم و انتم تقاتلونني و النساء ليس عليهم جناح طرف شما من هستم، اين پيکر حسين حاضر و آماده است، براي اينکه آماج تيرها و ضربات شمشيرهاي شما واقع شود، ولي روح حسين حاضر نيست او زنده باشد و ببيند کسي به نزديک خيام حرم او مي رود.

 پاورقي
(1) لهوف ص 50.

 



* فضائل حسینی

 





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

 

 

مي آييم روز عاشورا، مي بينيم تا آخرين لحظات حيات حسين عليه السلام مکرمت و بزرگواري؛ يعني همان محور اخلاق اسلامي، محور تربيت اسلامي در کلمات او وجود دارد. در جواب فرستاده ابن زياد مي گويد: لا اعطيکم بيدي اعطاء الذليل و لا افر فرار العبيد؛ من مانند يک آدم پست و دست به دست شما نمي دهم، مانند يک بنده و برده هرگز نمي آيم اقرار بکنم که من اشتباه کردم، چنين چيزي محال است، بالاتر از اين در همان حالي که دارد مي جنگد؛ يعني در حالي که تمام اصحابش کشته شده اند، تمام نزديکان و اقاربش شهيد شده اند، کشته هاي فرزندان رشيدش ‍ را در مقابل چشمش مي بيند، برادرانش را قلم شده در مقابل چشمش ‍ مي بيند و به چشم دل مي بيند که تا چند ساعت ديگر مي ريزند در خيام حرمش و اهل بيتش را هم اسير مي کنند، در عين حال در همان حال که مي جنگد شعار مي دهد، شعار حکومت سيادت و آقايي، اما نه آقايي به معني اينکه من بايد رئيس باشم و تو مرئوس (بلکه به اين معني که) من آقايي هستم که آقاييم به من اجازه نمي دهد که به يک صفت پست تن بدهم:

الموت خير من رکوب العار               والعار اولي من دخول النار (1)

پاورقي
(1) گفتارهاي معنوي، ص 192و193.

* پایگاه جامع عاشورا

* فضائل حسینی

 





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.